متن كامل مربوط به اين جلسه را میتوانيد از اينجا دانلود كنيد
السلام عليكم و رحمتالله
درود و رحمت و رضوان واسع پروردگار بر شما مردان و زنان مؤمن و موحد
بسم الله الرحمن الرحيم
« الحمدلله نحمدُهُ و نؤمن به و نستعينُه و نستهدي و نستغفره و نستهدی و نتوكل عليه و نُثني عليه احسن الثناء و نشهد انلا اله الا الله وحده لاشريك له وأنّ محمداً عبده و رسوله اللهم صل علي محمدٍ و آل محمد صلوةً تامةً ناميةً ذاكيه ترفع بها درجتهم و تبين بها فضلهم. »
برادران و خواهران مؤمن و موحد؛ خودم و شما را به تحصيل و توسعه و تقويت تقواي الهي سفارش ميكنم. یکی از عوامل پدیدآورندهی تقوی در جان آدمی، معرفت امام و رهبری است که در خطبههای گذشته مقدماتی در این بحث خدمت شما ارائه شد. بشر بدون امام و رهبر صالح و عالم و آگاه و قادر و مقتدر نمیتواند به سعادت جامع و کامل دست پیدا کند. وجود رهبر برای جامعه و سعادت جامعه یک امر ضروری است، یک امر عقلی و طبیعی و تکوینی است، ضرورت امام قبل از آنکه تشریعی باشد، عقلی است.
پس از آنکه در جبههی حق و جبههی توحید، انشقاق و اختلاف بوجود آمد، عدهای از پیشکسوتان و کسانی که در رکاب رسولالله در راه اسلام شمشیر زده بودند، در برابر علی بن ابیطالب(ع) که امام الحق است موضعگیری کرده و جبههی مخالف تشکیل دادند و برای انحراف افکار عمومی، شعاری را جعل کردند و آن شعار از خودشان نبود بلکه این شعار انحرافی برای مقابله با امام حق را از قرآن اتخاذ کردند که مردم بگویند: این کلام خداست و دیگر علی بن ابیطالب چه میگوید؟ گفتند: "اِنِ الحُکْم الّا لله" حکومت و حاکمیت شایسته خداست و کسی غیر از ذات اقدس ربوبی شایسته حکومت بر جامعه را ندارد.
( این حوادثی که امروز جامعه ما با آن مواجه است، مسئلهی جدیدی نیست بلکه این حوادث و اتفاقات و ایجاد تشکل و احزاب در برابر جبههی حق و امام حق امری است که در تاریخ اسلام تکرار شده است.) وقتی که این شعار را محضر آقا امیرالمؤمنین گزارش کردند، ایشان توضیح دادند و فرمودند: درست است، آیه قرآن صحیح فرموده است، این سخن، سخن حقی است ولی"کلمةُ حقٍ يُرادُ بِهَا الباطِل" اینها خود را در پوشش این آیه پنهان کردهاند و کسی حق اعتراض به آنها را ندارد. درست است که حُکم، اولاً و بالذات فقط برای ذات اقدس ربوبی است اما خداوند برای سرپرستی بندگانش باید کسی را تعیین کند، جامعه نیازمند به قیّم و متولی و رهبر است و بدون رهبر نمیتواند روی پای خودش، در برابر تهاجم دشمنان ایستادگی کند، سپس فرمودند: " لابُدَّ النّاس ..." : مردم ناگزیرند و راه دیگری ندارند جز اینکه رهبری داشته باشند، جامعه بدون رهبر نمیشود، گاهی رهبر صالح و نیکوکار است و گاهی رهبر، فاجر و فاسق است مانند رهبرانی که امروز در دنیا هستند.
به هر حال جامعه نیاز به مدیر دارد، مانند اینکه خانه نیاز به پدر و سرپرست دارد. سپس فرمودند:
1-نقش رهبر در جامعه این است که در جامعه در سایه وجود نظم و ناظم و وجود حُکم و حاکم، هم انسانهای مؤمن در امنیت به سر میبرند.
2-در سایه حاکم، مردم وظایف و مسئولیتهای فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی خود را انجام میدهند، چون نظم در جامعه حاکم است و کسی نمیتواند برای امور آنها مزاحمت و اختلال ایجاد کند.
3-در جامعهای که حاکم وجود دارد، هم مردان مؤمن میتوانند کارهای خود را پیش ببرند و هم کسانی که کافر هستند، در سایه حاکم زندگی خود را انجام میدهند و از زندگی بهرهمند میشوند.
4-در سایه حاکم، ثروتهای ملی در یک مرکز واحد گردآوری شده و بوسیله حاکم در مسیر مصالح امت، هزینه میشود.
5-اگر چنانکه بیگانگان به ملت اسلام هجوم آوردند، چون امت دارای رهبر و قیم و حاکم است، تشکیل سپاه و ارتش میدهد و در برابر تهاجم و تهدیدات بیگانگان، دفع شر دشمنان را میکند.
6-امنیت در جامعه و در راهها و جادههای داخل و خارج، حاکم و استقرار پیدا میکند.
7-انسانهای قدرتمند و زورمدار نمیتوانند به ضعفا ظلم کنند و اگر ظلم کردند، ضعیفان به مراجع مربوطه مراجعه میکنند و در سایه حکومت و حاکم، حق ضعفاء از اقویا گرفته میشود.
8-در جامعهای که رهبر وجود دارد، نیکوکاران در امنیت و رفاهند و کسی مزاحم آنها نیست و از شر فاجر در مصونیت هستند.
سپس حضرت فرمودند: اگر این رهبر صالح باشد، اهل تقوی در امنیت هستند اما اگر رهبر فاسق و فاجر باشد، میدان و ابتکار عمل دست ناصالحان و اشقیاء خواهد بود.
از این فرمایش امیرمؤمنان استفاده می شود که وجود امام و رهبر یک ضرورت است، فرمود: " لابُدَّ النّاس": یعنی مردم ناگزیر هستند، اشتباه نشود، بعضیها این لابُدَّ را به معنای شرعی، معنا میکنند یعنی لابُدَّ تشریعی، در صورتی که این طور نیست و این لابدَّ تکوینی است یعنی در جامعه، مردم نیاز به حاکم دارند، امکان ندارد جامعهای بدون حاکم باشد.
در بیان دیگری وجود مبارک حضرت رضا(ع) فرمودند: " اَنّا لا نَجِد فِرقَةً مِن الفِرَق و لا مِلةً مِن المِلل اِلّا بَقَواْ وَ عاشُوا بِقَيّمٍ و رَئيس" :
این جمله یک برهان استقرائی است، حضرت میفرمایند: اگر یک تحقیق و تتبع تاریخی کامل داشته باشید، از آغاز وجود بشر در روی کرهی زمین تا امروز، هیچگاه در هیچ نقطهای از زمان و هیچ نقطهای از زمین، هیچ قوم و فرقهای را نمیتوانید پیدا کنید که زندگی کرده باشند و دارای قوام و استواری باشند مگر اینکه دارای قیم و رئیس بودند، حضرت فرمودند: ما نیافتیم در تاریخ زندگی بشر، فرقهای و ملتی را که باقی مانده باشند، زندگی کرده باشند و دارای استقلال و امنیت باشند، مگر اینکه دارای امیر و رئیس بودند.
این برهانی که حضرت رضا(ع) به آن اشاره میفرمایند، یعنی وجود رئیس یک امر طبیعی است. شما تاریخ را ببینید، همین الان در عصر ما، هیچ کشور و ملتی در کره زمین نیست، مگر اینکه دارای حکومت و رهبر است، منتها رهبران آنها فاسق و فاجرند و در نظام اسلامی، رهبر، آسمانی است. در نظامهای غیرالهی، رهبر را انسانها انتخاب میکنند، یا ملت رأی میدهند، یا مجلس سنا، یا مجلس شورا یا هر دو رأی میدهند و یا کمیسیون و کمیتهای مینشینند و رهبر را انتخاب میکنند و یا اینکه رهبری مانند حکومت امپراطوری و پادشاهی، ارثی است مانند سلطنت در انگلستان و در بعضی از کشورهای شرقی که رهبران، امپراطوری هستند. البته مقام امپراطوری یک مقام تشریفاتی است، پادشاه و امپراطور کارهای نیست و تمام امور در دست نخستوزیر است.
به هر ترتیب هیچ کشوری بدون حاکم نیست ولی در اسلام، حاکم از سوی خدا انتخاب میشود، اگر امامِ معصوم باشند، مستقیم از سوی خداوند به وجود مبارک نبی اکرم(ص) ابلاغ شده است که ای پیامبر؛ بعد از شما به ترتیب از وجود مبارک امیرمؤمنان(ع)، مقام ولایت و رهبری آغاز میشود و پایانش با وجود مبارک حضرت مهدی(عج) خاتمه مییابد و برای دورانی که این امام معصوم و مظلوم به دلیل ظلم ظالمان و خوف از ستم جباران در پشت پرده غیبت به سر میبرد، باز هم ما، امت اسلام را بدون رهبر نگذاشتهایم. در عصر غیبت، رهبری مربوط به مقام نیابت امام زمان است و آن، فقهاء عدول هستند و فقیه عادل در عصر غیبت به تدبیر و حکمت و حکم خدای سبحان که به ائمه معصومین(ع) ابلاغ شده است و ائمه، شیعیان را به فقهاء که شاگردان مکتب خود هستند ارجاع دادهاند.
بنابراین مسئله امامت و رهبری و ضرورت و لزوم آن، یک امر عقلی است و اسلام هم برای این امر عقلی، اهتمام قائل شده و مسکوت قرار نداده است و تعیین تکلیف کرده که در زمان حضور، امام معصوم و در زمان غیبت، قائم مقام امام معصوم، رهبر جامعه اسلامی است. بنابراین نصب رهبر و نصب جانشین او، یک امر آسمانی است و دست بشر نیست. در آیات قرآن، خداوند به فرشتگان فرمود:
1- ﴿ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً ﴾ : من روی زمین جانشین قرار میدهم.
2- ﴿ يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى... ﴾ : ای داود ما تو را در روی زمین، حاکم قرار دادیم، مبنای حکومت تو بر اساس آن چیزی باشد که ما به تو نشان دادهایم، در آن چارچوبی که ما به تو ابلاغ کردیم، بین جامعه و مردم حکومت کن و هیچ وقت طرفداری از ظالمان و ستمکاران نکن.
3- ﴿ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ... ﴾ : ما انبیاء را فرستادیم، کتابهای آسمانی را هم فرستادیم، برای اینکه مردم قائم به قسط باشند و بر اساس قسط و عدل بر محور رهبر آسمانی قیام کنند.
متأسفانه در طول تاریخ در برابر هر امام و رهبر حق، مدعیان باطلی بودهاند. در برابر ابراهیم، نمرود بود، در برابر موسی، فرعون بود، لِکُلِّ موسی فرعون، در برابر هر امام و رهبر حقی، یک امام باطلی وجود دارد. در دعای شریف ندبه میخوانیم: وَ کان بَعْدَه هُدیً من الضَّلال و نوراً مِنَ الْعَمی و حَبّل اللهِ المتین و صِراطَهُ المُستقیم: یعنی بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص)، مدعیان باطلی بودند که در برابر صراط مستقیم که منظور ولایت کبرای الهیه علی بن ابیطالب(ع) بود، ایستادند و مخالفت کردند.
انشاءالله خداوند همه ما را و فرزندان ما و نسل و ذریه ما را تا ظهور حضرت مهدی(عج) و تا قیام قیامت از عارفین به حق امامان حق قرار بدهد.
«اللهم صلّ علی محمد و آل محمد(ص) »
« استغفرالله ربی و أتوب اليه، الّلهم عَجِّل لوليك الفرج والنصر و العافيه »
اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الاحیاء منهم و الاموات
﴿ وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ ﴾
ای خدای بزرگ، ای خدای خالق رازق رئوف؛ این بندگان تو امروز روز جمعه که روز استراحت و روز مهمانیرفتن و دید و بازدید و صله رحم است، همهی کارهایشان را رها کردهاند و آمدهاند در خانه تو برای تقرب به تو، ای خدا؛ دعاهای بندگانت را به اجابت برسان
ای خدای مهربان؛ بندگان تو چشم به راه نزول باران رحمت تو هستند، هر چه زودتر باران رحمت، بارانی که بر ملت و بخصوص منطقه ما نافع باشد، نازل بفرما.
پروردگارا؛ ما و فرزندان ما را از متقیان حقیقی قرار بده،
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسمالله الرحمن الرحيم
قل هو الله احد٭ الله الصمد٭ لم يلد و لم يولد٭ ولم يكنله كفواً احد
خطبه دوم:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله الذي لايبلُغُ مدحته القائلون و لايحصي نعمائه العادون و لايعدي حقه المجتهدون فطر الخلائق بقدرته و نشر الرياح برحمته و وتّد بالصخور مَيَدانَ أرضه و نشهد انلا اله الا الله وحده لاشريك له ونشهد أنّ محمداً عبده و رسوله اللهم صل علي محمدٍ عبدك و رسولك و خيرتك من خلقك و حافظ سرّك و مبلِّغ رسالاتك و صلِّ علي عليٍ اميرالمؤمنين و وصي رسول رب العالمين و صل علي فاطمه الزهرا سيدة نساء العالمين و صل علي الحسن و الحسين سيدي شباب أهل الجنة و صل علي ائمة المسلمين علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و الخلف الصالح القائم المنتظر المهدي حججك علي عبادك و خلفائك في أرضك
اعوذ بالله مِن شرور انفسنا و مِن سيئات اعمالنا
" عبادالله اوصيكم و نفسي بتقوي الله فَاِنّهُ أمانٌ من النار و مفتاحٌ للجنة "
و اما مناسبتهاي ايام ...
اولین مناسبت، روز گذشته 5 صفر سالروز شهادت دختر سهساله حضرت ابیعبدالله الحسین(ع) در شام در سال 61 بود. علیرغم اینکه حضرت رقیه(س)سه ساله بوده است ولی با این تحلیل و تفسیر و نگاه عمیق که بنده به او اشاره میکنم، من از این دختر کوچک و سه ساله به بانوی بزرگ تعبیر میکنم، زیرا علیرغم کوچکی سنّ، مصیبتهایی را که در راه خدا برای پاسداری از دین خدا تحمل کرد به مقدار و میزان همان مصائبی بود که بزرگسالان در کاروان امام حسین(ع) تحمل کردند. علیرغم کوچکی سنّ، مصیبتهای سنگینی را متحمل شد. علت نامگذاری او به رقیه این است که واژه "رَقا" به معنای بالارفتن و صعود و قرار گرفتن در یک رتبه و جایگاه بسیار بلند است، پس رقیه، رقیه است یعنی دارای جلال و جلالت و عظمت در پیش خداست. این مقامات که مجانی به کسی داده نمیشود، امروز از جهان اسلام، از گوشه کنار این کره بزرگ، به سمت و سوی سوریه و دمشق میروند، اگر سئوال کنید که کجا میروید؟ میگویند که میخواهیم حضرت رقیه را زیارت کنیم، چه مقامی دارد.
دلائل بزرگی و رقیه بودن وجود مبارک این بیبی بزرگوار را به فهرست اشاره میکنم:
1- تحمل رنج سفر از مدینه به مکه و از مکه به عراق، این سفر را با چه چیزی طی کردند؟ آن روز که هواپیما و خودرو نبوده است، آن زمانی که این سفر تا عراق انجام شد، چون بابا بالای سرشان بود، حداکثر این بود که بر شتر سوار شوند و کندترین وسیله نقلیه در میان چهارپایان، شتر است.
2- از کربلا که کاروان را حرکت دادند، اهلبیت با پای پیاده حرکت کردند، وقتی که خیمهها را آتش زدند و به خیمهها حمله کردند، وقتی اموال اهلبیت را مورد تارج قرار دادند، این کودکان با پای برهنه در بیابان سوزان تابستان کربلا دوان دوان در میان تیغها و خس و خاشاکها میدویدند. این بانوی بزرگ چه مصیبتهایی که کشیده است، حضرت رقیه با پدر بزرگوارش در این تجارت در راه خدا شریک شده است.
3- حضور در عرصه روز عاشورا و دیدن آن صحنهها، دیدن آن کمبودها و محرومیتها و محاصرات و تشنگیها و گرسنگیها و دیدن اینکه برادرانش؛ علیاکبر، عموزادههایش؛ قاسم بن الحسن و فرزندان حضرت ابوالفضل العباس یکی پس از دیگری میرفتند و به شهادت میرسیدند و این دختر بزرگوار شاهد این مصائب بود و از همه مهمتر شاهد شهادت پدر بزرگوارش اباعبدالله الحسین(ع) بود و بعد آتش زدن خیمهها و غارت کردن خیمهها و دویدن با پای برهنه در صحرا و شاهد بی قراری عمهاش زینب بود چون دختربچهها نوعاً به مادر یا خاله و عمهشان پناه میبرند، چشم این دختران به زینب کبری(س) دوخته شده بود که او هم دریایی از مصیبت و ماتم دیده بود.
4- در نهایت شهادت در خرابه شام و دیدن پدر و سر بریده او در عالم رؤیا و پس از آن هم این خواب تعبیر شد و سر بابا را در دامن رقیه گذاشتند. السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک، علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار.
مطالب دیگری هم راجع به این بی بی بزرگوار هست که من از آنها میگذرم.
چهارشنبه گذشته 30 دی، اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و رؤسای ستادهای دهه فجر با مقام معظم رهبری دیدار کردند، مقام معظم رهبری در این دیدار ضمن توصیهها و تأکیدها و رهنمودهای حکیمانه، چند نکته مهم را بیان فرمودند که به آنها اشاره میکنم؛
1-در شرایط کنونی همهی جریانها و گرایشهای سیاسی داخل نظام باید خط و مرز خود را با دشمن به صورت شفاف مشخص کنند. در این میان وظیفه خواص بهویژه خواصی که تأثیرگذاری بالایی دارند، بیش از دیگران است.
2-در دوران فتنه و غبارآلود بودن فضا، وظیفه همه به ویژه خواص؛ موضعگیری شفاف و پرهیز از سخنان و مواضع دوپهلو است.
3-موضعگیری دوپهلوی خواص مطلوب نیست که طوری حرف بزنید که هم این طرف را ناراحت نکنی و هم آن طرف را خوشحال کنی، که این روزها ما شاهد این موضوع هستیم، عدهای دوپهلو حرف میزنند، مؤمن ترسو نیست، در روایت آمده است که مؤمن اهل ترس و خوف از کسی نیست و جز از ذات اقدس ربوبی از احدی نمیترسد. چرا میترسید؟ چرا شفاف حرف نمیزنید؟ چرا اعلام موضع نمیکنید؟ چرا این حرکت کسانی که در روز عاشورا به امام حسین(ع) و عزاداریها هتک کردند، اموال مردم و دولتی را سوزاندند، چرا جرأت نمیکنید که محکوم کنید؟ چرا ساکت ماندهاید؟ به تعبیر برخی از آثار و حِکَم: مَنْ لَمْ یَکُن مَعَنا کانَ عَلَیْنا: کسی که همراه با کاروان ملت نباشد، بر علیه ملت است. چرا دوپهلو حرف زدن ؟
آقا در بعضی موارد، جملهای فرمودهاند، به همین جمله میچسبند، آقا جملات دیگری هم فرمودهاند، آقا فرمودند: جذب حداکثری و دفع حداقلی، همین جمله را میگیرند و میگویند: آقا فرمودهاند با هم باشید و متحد باشید، به همین جمله میچسبند و میگویند: متحد باشید، ولی آقا این جملات را هم فرمودهاند که؛ شما در فضای غبارآلود، شفاف موضعگیری کنید و موضع خود را با دشمنان مشخص کنید، دشمنان در تحلیلهایشان، شما را به صف خودشان میبرند، چرا نه نمیگوئید و تکذیب نمیکنید؟ آقا فرمودند: موضعگیری دوپهلوی خواص مطلوب نیست و خواص باید موضع خود را در مقابل سخنان و اقدامات دشمن، شفاف بیان کنند.
4-برخی از اهالی کوفه که با عنوان توابین چند ماه بعد از حادثه عاشورا قیام کردند و فهمیدند که اشتباه کردهاند که به یاری امام حسین نرفتهاند، گفتند: حالا جبران میکنیم، قیام کردند، مبارزه کردند و کشته هم شدند ولی آن فرصت از دست رفت. آقا فرمودند: بعد از عاشورا، توابین قیام کردند و به شهادت رسیدند و به امام حسین هم ایمان داشتند و انشاءالله در نزد خداوند مأجور خواهند بود اما آن وظیفهای که باید عمل میکردند را انجام ندادند، زیرا لحظه عاشورا را نشناختند.
در این بیان مقام معظم رهبری، نکتهی جدید و ظریفی را مطرح کردند، تا حالا گفته میشد که مؤمن تیزبین است و زمان شناس است، آقا فرمودند: شرایط ما اقتضاء میکند که تیزبینی و زمان شناسی به تنهایی کافی نیست، اضافه بر تیزبینی و فتانت و زیرکی و زمان شناسی، باید لحظه شناس هم باشید، لحظهها تعیینکننده است، همانطور که در زمان امام حسین افرادی درماندند و گفتند: یزید که خلیفه مسلمین است، امام حسین هم که فرزند پیامبر است و ما او را قبول داریم، اما نباید قیام میکرد. بنابراین لحظه شناسی قابل توجه است.
مناسبت دیگر، فردا شنبه هفتم صفر سالروز ولادت امام موسی بن جعفر(ع) است که در سال 128 قمری اتفاق افتاد. ضمن تبریک این روز بزرگ به شما پیروان اهلبیت، من یک جمله را به اختصار اشاره میکنم؛ آقا موسی بن جعفر فرمودند: در روز قیامت فرشتهای ندا میدهد؛ هر کسی که بر خدا اجری دارد، به پا خیزد، کسی نمیایستد مگر کسانی که در دنیا اهل عفو و اهل اصلاح بودهاند. این توصیه امام کاظم و هدیه او به شما پیروان است.
مناسبتهای جهان اسلام:
یک مناسبت، فتوای دویست تن از علمای یمن علیه تهاجم نظامی آمریکا و عربستان است که در بیانیهای مخالفت خود را با هر گونه توافقنامهی امنیتی- نظامی با طرفهای خارجی اعلام کردهاند و گفتهاند که اگر چنین مسئلهای اتفاق بیفتد، ما فتوای جهاد خواهیم داد.
یکی از اهداف حضور نظامی آمریکا در یمن، ضمن سرکوب کردن شیعیان این کشور، حضور و تسلط بر دریای سرخ و گذرگاه بین المللی باب المندب است که دارای موقعیت استراتژیک بینالمللی مانند خلیج فارس و تنگه هرمز ماست.
مناسبت دیگر، زلزله پرقدرت بیش از هفت ریشتری در هائیتی است که آمار کشتههای آن فعلاً قابل پیش بینی نیست، رئیسجمهور این کشور گفته است که کشتهها حدود صدهزار نفر هستند ولی دیگران گفتهاند که آمار کشتهشدگان غیر از مجروحین بالای این رقم و بین صد تا دویست هزار نفر است. هائیتی هشت میلیون و نیم جمعیت دارد، قبلاً در مستعمره فرانسه بوده است، یک رئیس جمهور ضد آمریکایی داشت که آمریکائیها آمدند و کودتا کردند و آن رئیس جمهور را سرنگون کردند. آمریکاییها برای چه چیزی به هائیتی آمده است؟ هدف این است که کشورهای آمریکای لاتین که در سالهای بعد از انقلاب، روابطشان را با آمریکا قطع کردهاند و متقابلاً روابطشان را با جمهوری اسلامی ایران برقرار کردهاند[ را دوباره مستعمره خود سازند] مانند ونزوئلا و کشورهای مجاور و کشور گویان که از کشورهای آمریکای لاتین است و روز گذشته رئیس جمهورشان در تهران با مقام معظم رهبری ملاقات داشته است.
اینها عصبانی هستند، علت حضور آمریکائیها در هائیتی چیست؟ در کشوری زلزله آمده است، آمار بالای کشته و زخمی، ویرانی و خرابی، اینها که احتیاج به نیروی مسلح ندارند، شما باید برای اینها مواد غذایی و پوشاک و دارو و درمان و دکتر بفرستید نه نیروهای مسلح، معلوم است که این یک توطئه است، در حال حاضر شش هزار نظامی آمریکا پایتخت و فرودگاه هائیتی را اشغال کردهاند و به کشورهایی که خودشان تمایل داشته باشند، اجازه پیاده کردن کالاها را میدهند. هدف اینها چیز دیگری است.
نکته جدیدی که باید عرض کنم این است که بعضی از تحلیلها و گزارشها حاکی از این است که این حادثه، زلزله نبوده است بلکه آمریکائیها یک انفجار پرقدرتی را در منطقه ایجاد کردهاند و به دنیا اعلام کردهاند که زلزله آمده و ما برای کمک آمدهایم. بنابراین عزیزان؛ توطئههای دشمنان را بدانید، اینها علیه اسلام و ملتهای مظلوم قسم خوردهاند و متأسفانه بعضی افراد در داخل کشور ما به آمریکائیها دل خوش کردهاند.
مناسبت دیگر، تصمیم دولت عراق مبنی بر مشارکت ندادن بعثیها در مدیریت عراق و در انتخابات آینده مجلس و مخالفت آمریکا با این موضوع است. ما از نخستوزیر انقلابی عراق آقای نوری مالکی تقدیر میکنیم که دیروز اعلام کرد که این مسئله به آمریکا ارتباطی ندارد و ما مستقل عمل میکنیم و آمریکا در مسئله داخلی برگزاری انتخابات عراق حق دخالت ندارد. این است که آمریکائیها و عربستانیها از آقای نوری مالکی عصبانی هستند و سه میلیارد رشوه دادهاند که آقای نوری مالکی را برکنار کنند.
نکته دیگر که حاکی از عمق جنایتکاری آمریکا و اسرائیل است، سرقت اعضای اجساد قربانیان زلزله هائیتی توسط نظامیان آمریکائی و نظامیان وزارت جنگ اسرائیل است، عدهای بیچاره در انفجار و یا در زلزله از بین رفتهاند، از آمریکا و اسرائیل آمدهاند که کلیهها، قلب و اعضاء و جو