متن كامل مربوط به اين جلسه را میتوانيد از اينجا دانلود كنيد
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد(ص) و علي آله الطيبين الطاهرين، الّلهم أخرجنا من ظلمات الوهم و أكرمنا بنور الفهم، الّلهم افتح أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و ارفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا رب العالمين.
در جلسه گذشته پیرامون آیه شریفه 108 از سوره مبارکهی بقره بحث کردیم. چند نکته باقی ماند که با حول و قوهی الهی در این جلسه، آنها را توضیح خواهیم داد.
آیه 108 :
﴿ أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ﴾ آيا مىخواهيد از پيامبر خود همان را بخواهيد كه قبلا از موسى خواسته شد و هر كس كفر را با ايمان عوض كند مسلما از راه درست گمراه شده است.
در این آیه خداوند بعد از بیان ماجرای قوم بنیاسرائیل و ستیزهجوئی آنها با پیامبر و رهبر خودشان حضرت موسی، میفرماید: شما مسلمانان، کاری که بنیاسرائیل با رهبرشان کردند، با پیامبرتان نکنید، آنها بهانهجوئیهایی از حضرت موسی میکردند، تقاضای معجزه میکردند و هر گاه موسی از خداوند تقاضای معجزه میکرد و معجزه محقق میشد، باز بنیاسرائیل عقبنشینی کرده و ایمان نمیآوردند.
چند نکته:
1- در این آیه، " اَمْ " به معنای" بَلْ " است یعنی " بَلْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ " : بلکه شما مسلمانان تصمیم دارید و اراده کردهاید که رهبرتان را مورد سئوال قرار دهید، از او بهانهجوئی کرده و طلب معجزه نمائید.
2- خداوند در این آیه در مقام تقویت روحی مسلمانان است تا در برابر شایعاتی که بنیاسرائیل و اهل کتاب ایجاد کردند، دلسرد نشوند. اهل کتاب میگفتند: مکتب پیامبر اسلام، مکتب درستی نیست و هر روز آیاتش تغییر میکند و هر روزی یک حکم بیان میشود، یا اینکه میگفتند: قرار بوده است که پیامبر خاتم از نسل اسحاق یعنی از یهود باشد و حالا که پیامبر از نسل اسماعیل و از نسل عرب است، چون این تغییر و نسخ و جابجایی در تدبیر خداوند بوجود آمده است، بنابراین ما تبعیت نمیکنیم. طبیعی است که این شایعات در روحیه پیروان پیامبر اثر منفی دارد و خداوند میفرماید که به این شایعات توجه نکنید.
3- در پایان آیه میخوانیم: "وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ"، خداوند در مقام تهدید است و میفرماید: مراقب باشید، به سادگی دینتان را از دست ندهید، بنیاسرائیل میخواهد بوسیله ایجاد توطئه و شایعات، شما را به قبل از اسلام و دوران جاهلیت برگردانند، اگر دینتان را از دست بدهید به دلیل اینکه نمیتوانید در برابر شایعهسازیهای اهل کتاب مقاومت کنید، بدانید که گمراه خواهید شد.
آیه 109 :
﴿ وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ بسيارى از اهل كتاب پس از اينكه حق برايشان آشكار شد از روى حسدى كه در وجودشان بود آرزو مىكردند كه شما را بعد از ايمانتان كافر گردانند پس عفو كنيد و درگذريد تا خدا فرمان خويش را بياورد كه خدا بر هر كارى تواناست.
خداوند بعد از بیان آن ماجرا و توطئه بنیاسرائیل در ضربه زدن به جبهه توحید، توطئه اهل کتاب و کفار را برای مسلمانان آشکار میکند و میفرماید: بسیاری از اهل کتاب دوست دارند( وَدَّ از واژه وُد و به معنای دوست داشتن است) که شما مسلمانان را به قهقرا، عصر جاهلیت و قبل از اسلام باز گردانند. میخواهند شما را بعد از آنکه ایمان آوردید به دوران کفر بازگردانند. علت این انگیزه و نیت بنیاسرائیل این است که آنها به شما حسادت میکنند که شما مسلمان و هدایت شدهاید. از درون و باطن خود حسادت میورزند و ناراحت هستند. بعد از آنکه حق برای آنها آشکار شد، میدانند کسی که دعوی نبوت میکند، همان پیامبری است که کتب آسمانی گذشته به آمدن او بشارت دادهاند، همان کسی است که موسی بن عمران و عیسی بن مریم(ص) به نبوت او بشارت دادهاند. ولی هوای نفس، دنیاخواهی، جاهطلبی و استقلالخواهی نمیگذاشت که اینها به زیر پرچم پیامبر اسلام در بیایند.
تکلیف مسلمانان این است که با این توطئه مقابله کنند، خداوند میفرماید: شما با بزرگواری برخورد کنید و ما زمان برخورد را اعلام خواهیم کرد. سپس میفرماید: فعلاً از موضع عفو و گذشت با اهل کتابی که در موضع توطئه با شما هستند، برخورد کنید، از آنها چشمپوشی کنید و از روی صَفْح و منش پسندیده و بزرگی با اهل کتاب برخورد کنید. تاریخ عفو و گذشت تا زمانی است که خداوند فرمانی در زمینه برخورد با آنها صادر کند.
توضیح و تفسیر آیه:
1- "وَدَّ " فعل ماضی است "ودَّ يَوُدُّ وُدّاً و مَوَدَّةً "، "وَدَّ " به معنای دوستی و محبت است و گاهی هم واژه "وَدَّ " در قرآن و ادبیات عرب به معنای آرزو بهکار میرود. در این آیه "وَدَّ " به معنای محبت نیست بلکه به معنای تمنّی و طلب آرزوست و معنای آیه چنین است؛ بسیاری از اهل کتاب و بنیاسرائیل آرزو میکنند که شما مسلمانان به دوران جاهلیت برگردید. مشابه این تعبیر در آیات دیگر قرآن نیز آمده است.
الف) سوره آلعمران، آیه 69 :
﴿ وَدَّت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴾ گروهى از اهل كتاب آرزو مىكنند كاش شما را گمراه مىكردند در صورتى كه جز خودشان [كسى] را گمراه نمىكنند و نمىفهمند.
آرزوی پیروان اهل کتاب این است که شما را گمراه کنند ولی اینها فقط خودشان را گمراه میکنند و مسلمانان حقیقت را یافتهاند و راه خود را در سایه رهبری پیامبر اکرم(ص) دنبال خواهند کرد.
ب) سوره نساء، آیه 88 و 89 :
﴿ فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ﴾ شما را چه شده است كه در باره منافقان دو دسته شدهايد با اينكه خدا آنان را به [سزاى] آنچه انجام دادهاند سرنگون كرده است آيا مىخواهيد كسى را كه خدا در گمراهىاش وانهاده است به راه آوريد و حال آنكه هر كه را خدا در گمراهىاش وانهد هرگز راهى براى [هدايت] او نخواهى يافت.(88)
﴿ وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا ﴾ همان گونه كه خودشان كافر شدهاند آرزو دارند [كه شما نيز] كافر شويد تا با هم برابر باشيد پس زنهار از ميان ايشان براى خود دوستانى اختيار مكنيد تا آنكه در راه خدا هجرت كنند پس اگر روى برتافتند هر كجا آنان را يافتيد به اسارت بگيريد و بكشيدشان و از ايشان يار و ياورى براى خود مگيريد. (89)
خداوند خطاب به جبههی توحید میفرماید: ای مسلمانان چه شده است که شما درباره منافقین، دو گروه شدهاید، عدهای میگویند که با اینها دوست شویم و عدهای میگویند که باید با اینها برخورد کنیم. خداوند مسلمانان را توبیخ میکند و میفرماید: چرا در تصمیمگیری و برخورد با منافقین دو گروه شدهاید، خداوند منافقینی را که قبلاً در دوران جاهلیت کافر بودند و در زمان پیامبر اکرم، اسلام آوردند، باز خداوند آنها را به موضع قبل از اسلام برگرداند. شما میخواهید کسانی که خداوند در آنها زمینه هدایت قرار نداده است و امیدی به هدایت آنان نیست را هدایت کنید؟ کسی که خدا او را گمراه کرده است، راهی برای هدایت او وجود ندارد.
این منافقین آرزو دارند که شما مثل آنها شده و کافر شوید و با آنان مساوی شوید. شما با منافقینی که در موضع مخالف با ولایت و نبوت نبی اکرم(ص) هستند، از موضع دوستی برخورد نکنید مگر اینکه برگردند و توبه کنند. اگر منافقین از موضع باطل خود به موضع حق هجرت کردند، آغوش اسلام و رهبری برای آنان باز است. منظور از هجرت، هجرت فکری و اعتقادی است یعنی اگر دست از موضع نفاقشان برداشتند و وارد عرصهی ایمان شدند، شما از آنان استقبال کنید. ولی اگر چنین نشد، آنها را دستگیر کنید و به فرمان پیامبر با آنان برخورد کرده و آنها را اعدام کنید، هر جا آنان را یافتید، آنها را دستگیر و اعدام کنید.
غرض از ذکر این آیه این بود که در این آیه واژه "وَدَّ " به معنای دوستی نیست بلکه به معنای تمنّی و طلب آرزو است.
2- "حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم" : حسداً از نظر ادبیات عرب، مفعولٌله و منصوب است. "حسداً " یعنی از روی حسادت، منافقین از روی حسادتی که با مسلمانان دارند، دوست دارند که مسلمانان از اسلام برگردند. معنای حسد، ناراحت بودن از برخورداری یک انسان از یک نعمت و آروزی سلب آن نعمت است. برخلاف غبطه که بدین معناست که کسی دارای نعمت مادی و یا معنوی است و فرد به حال او غبطه میخورد ولی آروز ندارد که آن نعمت از او گرفته شود بلکه آرزو دارد که خود هم به آن نعمت دست پیدا کند.
در اسلام صفت حسد محکوم و صفت غبطه ممدوح است. امام صادق(ع) در بیانی فرمودند: الْمُؤمِنُ یَغْبِط و لا یَحْسُد و المُنافِق یَحْسُد و لا یَغْبِط : انسان مؤمن غبطه میخورد و اهل حسادت نیست ولی منافق حسادت میورزد و اهل غبطه نیست. اگر انسان مؤمنی دارای حسد باشد، بداند که بیمار است و باید به طبیب مراجعه کرده و خود را علاج کند. حسد از رذایل اخلاقی است و گاهی بعضی از حسادتها منتهی به قتل میشود مثلاً میبیند که برادر و یا دوستش دارای نعمتی است، به او حسادت میکند و دست به قتل او میزند.
حسد مراتبی دارد؛ یک مرتبه، مرتبه قلبی و درونی است و این مرتبه تا زمانی که به مرحله اجراء نرسیده است، گناهی برای او ثبت نمیشود. مرتبه دوم حسد، اِعمال چیزی است که در دل دارد که این مرحله مذموم است، اگر علیه آن طرف، اقدام کرد و برای فردی که به او حسد ورزیده، توطئهای کرد، این مرحله حرام است.
نبی اکرم(ص) در روایتی فرمودند که نُه چیز از امت من برداشته شده است، که یکی از آنها حسد است. در بیان دیگری پیامبر فرمود: " اَقَلَّ النّاس لَذَّةً الحَسوُد" : انسانهای حسود در زندگی لذتی نمیبرند، دائماً در اضطراب و ناراحتی و استرس هستند، به هر نعمتی که میرسند، به دلیل رذیلت اخلاقی، بمباران روحی شده و کمترین لذت را در میان مردم از زندگی میبرند. در بیان دیگری امام صادق (ع) میفرمایند: " لٰا يُوْمِنُ رَجُلٌ فيه الشُّحُّ و الحَسَدُ و الجُبْن" : مردی که دارای حرص و حسد و ترس باشد، مؤمن نیست. اهل ایمان حریص، حسود و ترسو نیستند، مؤمن از چیزی غیر از خدا نمیترسد.
3- " مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم" این جمله شاید اشاره به این معنا باشد که حسادت کفار نسبت به جبهه توحید، یک امر عارضی نیست بلکه امری ذاتی و جزء وجودشان شده است و حسادت از درون وجودشان تراوش میکند.
4- " فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ " خداوند بعد از بیان توطئه و انگیزه آرزوی اهل کتاب و کفار که آرزو داشتند مسلمانان را به قبل از اسلام برگردانند، میفرماید: فعلاً دست به کار نشوید و با بزرگواری و از موضع سیادت و چشمپوشی و گذشت با کفار و اهل کتاب برخورد کنید. نکتهای که وجود دارد این است که این موضع عفو و گذشت، دائمی نیست، لذا منتظر فرمان باشید تا زمانی که خداوند دستور برخورد بدهد. زمان عفو و صفح موقت است ولذا امام باقر(ع)در روایتی میفرماید: این آیه که فرمان به عفو و صفح میدهد پس از مدتی بوسیله آیه فرمان جنگ نسخ شد. بعد از آنکه کفار دست به سلاح بردند و علیه مسلمانان قیام کردند و خواستند مسلمانان را از شهر و دیار خود بیرون کنند، خداوند در سوره حج آیه 40-39 فرمان مقابله به مثل داد؛
﴿ أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴾ به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده رخصت [جهاد] داده شده است چرا كه مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست. (39)
﴿ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴾
همان كسانى كه بناحق از خانههايشان بيرون رانده شدند [آنها گناهى نداشتند] جز اينكه مىگفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض ديگر دفع نمىكرد صومعهها و كليساها و كنيسهها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مىشود سخت ويران مىشد و قطعا خدا به كسى كه [دين] او را يارى مىكند يارى مىدهد چرا كه خدا سخت نيرومند شكستناپذير است.(40)
خداوند میفرماید: اگر ما فرمان دفاع صادر نکنیم و مسلمانان و جبههی توحید مجاز نباشد که از مکتب و فکر خود دفاع کنند، چیزی از اسلام باقی نمیماند جبههی باطل تمام مراکز عبودیت رحمن را در روی زمین از بین خواهد برد و منهدم خواهد کرد، خداوند کسانی که از دین او حمایت و دفاع کنند را یاری میکند و کسی که خدا یار او باشد، پیروز است.
" والحمد لله و صلي الله علي سيدنا محمد و آل محمد"
عزیزان؛ بر حسب متعارف، این ایام باید میزان بارندگی در کشور و منطقه بهگونهای باشد که جوابگوی نیازهای معاش و زندگی مردم باشد، بنابراین باید دعا کرد، خداوند حکمت و تدبیر دارد و هر گاه صلاح بداند، دعاها را مستجاب میکند. مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار نقل میکند که در زمان نبوت حضرت سلیمان، در بارندگی تأخیر افتاد و حضرت سلیمان با یارانش از شهر خارج شده و به صحرا آمدند تا برای نزول باران دعا کنند، حضرت سلیمان چون به زبان حیوانات آشنا بود، در مسیر مورچهای را دید که دست به آسمان بلند کرده و میگوید: خداوندا؛ ما حیوانات و حشرات را به خاطر گناه انسانها مورد عذاب قرار نده و بعد، از خداوند تقاضای نزول باران کرد، حضرت سلیمان با یارانش گفت که برگردید زیرا این مورچه دعا کرد و خداوند به زودی باران را نازل خواهد کرد.
در حالات یکی از علماء نقل شده است که در نجف تحصیل میکرد، بیست یا سی سال تحصیل میکرد ولی حافظه و استعداد درستی نداشت و درسها را دریافت نمیکرد، روزی در جایی نشسته بود و مشغول خوردن ناهار بود، سگی را دید که با تولههایش در آنجا بودند، این طلبه دلش سوخت و مقداری از غذایش را برای آنان ریخت، وقتی غذا تمام شد این سگ به آسمان نگاهی کرد. شب طلبه خوابید و وقتی صبح بیدار شد دید که علم در درونش موج میزند، تعجب کرد، وقتی پای درس استاد رفت، تمام درسی که بیست سال خوانده بود و نفهمیده بود را بیان کرد.
نمیدانم حکمت خداوند در چیست، گاهی دعای یک پرنده و حشره را میپذیرد. باید به خودمان بیائیم و در اعمالمان تجدیدنظر کنیم، باید در بیمهریهایی که نسبت به یکدیگر میکنیم، تجدید نظر کنیم. خداوند دوست ندارد که بندگانش نسبت به هم بیمهری کنند، دنبال هم غیبت میکنند، تهمت میزنند و دروغ میگویند. اگر ما یک مؤمن تمامعیار باشیم، خداوند دعای ما را مستجاب میکند. خداوند فرموده است که؛ "وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ .. " و در جای دیگری میفرماید: " وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ... " چه شده است که ما اینهمه دعا میکنیم ولی یا حاجتها برآورده نمیشود و یا با تأخیر مستجاب میشود.
چند جمله استغفار میکنیم و بعد یک آیه از قرآن را هفت مرتبه قرائت میکنیم و انشاءالله با دلهای شکستهای که حتما در بین ما هست، پدران، مادران، همسران و فرزندان شهداء هستند، خداوند دعای ما را مستجاب خواهد کرد. دعا، دل شکسته میخواهد لذا در اخبار و روایات آمده است که اگر دلتان شکست و اشکتان جاری شد بدانید که دعای شما مستجاب است.
« اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
« استغفرالله الذی لا اله الا هو الرحمن الرحیم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه »
﴿ وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ ﴾
واژه غیث که در این آیه آمده است به معنای باران نافع است چون باران ممکن است مضر باشد، آسیب برساند، باعث سیل شود، باعث تضییع اشجار و نباتات و کشاورزی شود لذا در آیه فرموده است که باران رحمت و نافع خود را نازل بفرما.
" اللهم انا نسئلك و ندعوك باسمك العظيم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاكرم يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله
يا رحمنُ يا رحيم يا ارحم الراحمين يا مجيب دعوة المضطرين و يا غياث المستغيثين"
پرودگارا: تو را به عزت و عظمتت، به رحمت و رحمانیتت و به همه اسماي حسنايت و به همه انبياء و اولياء
بهويژه به محمد و آل محمدـ(ص) قسمت ميدهيم؛
بندگان ضعیف و حاجتمند تو، همه چیزشان معاششان، معادشان، زندگیشان، کشاورزیشان، بهداشت و سلامتیشان، صنعتشان و همه اموراتشان در گرو نزول باران رحمت توست. تو هم وعده کردی که اگر دعا کنید، دعای شما را به اجابت میرسانم.
خدایا از تو میخواهیم؛ باران رحمتت را بر امت ما نازل بفرما،
در فرج آقا و سيد و سالار حضرت ولي عصر(ارواحنا فداه) تعجيل بفرما،
بارالها: همه ما را از ياران عالم، عارف، زاهد و عابد، مجاهد و رزمنده در ركاب آن حضرت قرار بده،
خداوندا؛ بابهاي مدائن معرفتت را به سوي دلهاي ما بگشا،
محبت دنيا و زخارف و زينتهاي دنيا را از دلهاي ما اخراج بفرما،
پروردگارا؛ ما را اهل انس به قرآن، عالم به معارف قرآن و عامل به حقايق قرآن قرار بده.
روح و رحمت و رضوان واسعهات را بر روح بلند امام، شهداء، گذشتگان، ذويالحقوق، آباء و امهات و
اجداد ما، عالمان دين، مؤلفان و مروجان و مصنفان علوم الهيه نازل بفرما.
«رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات »