سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت  
  سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت  
  سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت  
  سفیر ولایت        پنج شنبه 18 شهریور 1389 :|: Thu 9th Sep 2010 سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت سفیر ولایت  
  
    منوي اصلي  
   
 

    مطالب تصادفی  
   
اخبار نماز جمعه
[ اخبار نماز جمعه ]

·حضرت آیت الله نمازی: رمضان ماه مراقبت و حد اکثر بهره گیری از فرصتهاست
·ملت علوی و فاطمی ایران در برابر شبيخون فرهنگي دشمنان ايستاده اند
·امام جمعه کاشان: حجاب عامل استحکام بنیان خانواده است
·امام جمعه کاشان: تحریم ها ایران را مقتدرتر می کند
·محكم ترين پيام امام تشكيل نظام جمهوري اسلامي زير پرچم ولايت فقيه بود
·در واگذاری پست ها صلاحیت دینی و توان افراد را ملاک قرار دهید
·مدعيان خلع سلاح تحمل شنيدن منطق را ندارند
·مهندس علی اصغر گرانمایه پور: كارخانه خودورسازي سامياركاشان بزرگترين سايت صنعت خودورسازي كشور است
·امام جمعه كاشان: نظام مدیریتی کشور نیازمند یک تحول بزرگ است
 


  درس تفسير نماينده‌ی مقام معظم رهبری و امام جمعه‌ی كاشان، حضرت آيت‌الله نمازی، جلسه‌ی صد و نهم

جلسات تفسیر آیت الله نمازی  

متن كامل مربوط به اين جلسه را می‌توانيد از اينجا دانلود كنيد


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا و نبينا أبي القاسم المصطفي محمد(ص) و علي آله الطيبين الطاهرين، الّلهم أخرجنا من ظلمات الوهم و أكرمنا بنور الفهم، الّلهم افتح أبواب مدائن معرفتك و أدخلنا فيها و عرّفنا جميع مراتبها و منازلها و مقاماتها و ارفعنا إلي أعلي مراتبها آمين يا رب العالمين.
در ادامه بحث آیات سوره مبارکه‌ی بقره، امشب با حول و قوه‌ی الهی آیات 105 و 106 را توضیح خواهیم داد.
آیه 105 :
﴿ مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴾
نه كسانى كه از اهل كتاب كافر شده‏اند و نه مشركان [هيچ كدام] دوست نمى‏دارند خيرى از جانب پروردگارتان بر شما فرود آيد با آنكه خدا هر كه را خواهد به رحمت‏ خود اختصاص دهد و خدا داراى فضل عظيم است.
این آیه در ادامه‌ی همان آیات قبلی است که خداوند درباره‌ی ماجراجویی قوم یهود بحث می‌کند و پیامبر اکرم(ص) و امت مرحومه و آیندگان را آگاه می‌کند که این قوم یهود چه انسان‌هایی بوده و هستند و خواهند بود و تا ظهور امام عصر(عج) این تخاصم و درگیری بین حق و باطل ادامه خواهد داشت. خداوند در این آیه هم خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: کسانی از اهل کتاب که کفر ورزیدند و مشرکان، دوست ندارند که بر تو و پیروانت [یعنی اهل ایمان و توحید] خیری از سوی خداوند نازل شود، پروردگار رحمت خود را به هر کس که بخواهد اختصاص می‌دهد و خداند صاحب فضل بزرگ است.
توضیح و تفسیر آیه:
1- " يَوَدُّ " : فعل مضارع است و ماضی آن وَدَّ است. "وُد" به معنای دوست‌داشتن است. خداوند خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: ﴿ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى ﴾ : به مردم بگو که من از شما مزد رسالت نمی‌خواهم و مزد رسالت من، محبت اهل بیت من است. مودت به معنای محبت است.
اهل کتاب در صدر اسلام دو دسته شدند، وقتی پیامبر(ص) به نبوت مبعوث گردید و دین خدا را اعلام نمود، عده‌ی اندکی از اهل کتاب به او ایمان آوردند و اکثریت زیر بار نبوت پیامبر نرفتند. خداوند در این آیه می‌فرماید: کسانی از اهل کتاب که کفر ورزیدند بعلاوه مشرکان و بت‌پرستان عرب، دوست ندارند که از سوی خدا خیری به شما مسلمانان برسد، آن‌ها حسودند و نمی‌توانند نعمت‌های خدا را برای شما ببینند. خداوند هم در جواب آن‌ها می‌فرماید: دوست نداشته باشند ! اداره‌ی عالم هستی که تابع خواسته دیگران نیست، این هستی صاحب و مالک دارد و هر چه که او اراده کند، همان است. اهل کتاب و مشرکان چه بخواهند و چه نخواهند خداوند بهترین نعمت‌ها و رحمت‌هایش را نصیب شما امت مرحومه می‌کند. خداوند پس از بیان موضع کفار اهل کتاب و مشرکین، موضع و سیاست و تدبیر خود را اعلام می‌کند و می‌فرماید: خداوند رحمتش را به هر کسی که بخواهد اختصاص می‌دهد که خداوند دارای فضل و رحمت عظیمی است. خداوند که برای دادن نعمت‌ها از آنان اجازه نمی‌گیرد، مشیت او هر چه باشد، همان است، تدبیر و تقدیر او هر چه باشد، همان است. شما مسلمانان هم خیالتان راحت باشد فقط رابطه‌تان را با خدا قطع نکنید و بنده‌ی خدا باشید و به دنبال هوا و هوس نباشید.
2- " الَّذِينَ كَفَرُواْ ": برخی مفسران گفته‌اند که منظور از این عبارت، قوم یهود است. اهل کتاب هم شامل یهود است و هم نصاری و مسیحیان را شامل می‌شود. نظر دیگر این است که منظور از اهل کتاب، یهود است زیرا در تمام آیاتی که قبلاً بحث کردیم، خداوند خاطرات و داستان قوم یهود با حضرت موسی را بیان می‌کند. البته این دو نظریه منافاتی با هم ندارد و اهل کتاب عام است و به همه‌ی پیروان ادیان آسمانی اطلاق می‌شود. یعنی پیروان تورات و انجیل که به پیامبر ایمان نیاوردند و در برابر پیامبر موضع‌گیری مخالف کردند، شامل این آیه می‌شوند.
3- مراد از مشرکین، اقوام عرب هستند که بت‌پرست بودند و بت‌هایی که در مکه در اطراف بیت‌الله الحرام نصب کرده بودند را ستایش می‌کردند.
4- " مِّنْ خَيْرٍ": واژه خَیْر نکره است و در صدر آیه هم حرف ما در "مَا يَوَدُّ "، مای نافیه است. در ادبیات عرب، کلمه نکره در سیاق نفی، دلیل بر استغراق است یعنی اهل کتاب و مشرکین دوست ندارند که حتی اندک خیری از سوی خداوند به شما برسد.
5- نکته دیگر این است که می‌فرماید: " مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ " هر گونه خیری از سوی خدا ... ، هر خیری که در عالم وجود نصیب هر کسی شود، منشأش ذات اقدس ربوبی است. خداوند در آیه شریفه می‌فرماید: ﴿  مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ ...  ﴾ : هر چه از خوبيها به تو مى‏رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‏رسد از خود توست.
شاید کسی بگوید: خیلی از خوبی‌ها و خیرها توسط بندگان خدا انجام می‌شود مثلا احسان می‌کنند، اطعام می‌کنند، خیرات می‌کنند و ... این حرف درست است ولی این بندگان از خدایی پیروی می‌کنند که آن خدا محسن است و فرموده است: من محسنم و محسنین را دوست دارم. این تشویق و ترغیبی است که خداوند می‌خواهد تا بندگانش هم احسان کنند. بنابراین منشاء هر احسان و خیری که به انسان می‌رسد، خداوند سبحان است منتهی برخی مستقیم و برخی غیرمستقیم به خداوند ارتباط دارد.
6- "وَاللّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء" معنای کلی رحمت، تمام نعمت‌هایی است که خداوند به انسان داده است مانند بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و تمام اعضاء و جوارح بدن، همسر، پدر و مادر و ... که منشاء همه‌ی این نعمت‌ها رحمت خداست. ولی منظور از رحمت در این آیه، آن چیزی است که بسیار اهمیت دارد و در رأس همه‌ی نعمتهاست و آن نعمت نبوت است. خداوند منصب رهبری و پیشوائی و نبوت و امامت را به هر کسی که بخواهد می‌دهد یعنی این قابلیت و شایستگی را باید در وجود او ببیند. در حقیقت خداوند جواب توقع و انتظار قوم یهود را داده است چون قوم یهود انتظار داشتند که پیامبر خاتم(ص) هم  که بعد از عیسی می‌آید، از نسل اسحاق و قوم یهود باشد. قوم یهود خودشان را آماده کرده بودند که وقتی پیامبر خاتم ظهور کرد، همه به استقبال او بروند و با او بیعت کنند و ایمان بیاورند. ولی وقتی معلوم شد که پیامبر خاتم از نسل عرب و از نسل اسماعیل است، ایمان نیاورده و مخالفت کردند. خداوند هم در جواب آن‌ها می‌فرماید: منصب نبوت در دست ماست و ما می‌دانیم که این منصب را به چه کسی اعطاء کنیم.
آیه 106 :
﴿ مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴾
هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم بهتر از آن يا مانندش را مى‏آوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست.

خداوند می‌فرماید: ما هیچ آیه‌ای را نسخ نمی‌کنیم( نسخ یعنی حذف کردن) یا به دست فراموشی نمی‌سپاریم مگر این‌که آن را با آیه‌ای بهتر و یا حداقل هم‌تراز آن جایگزین می‌کنیم تا خلأیی پیش نیاید.
 خداوند چیزی را حذف می‌کند و چیز دیگری را جانشین آن قرار می‌دهد و این مطلب در مسئله رهبری هم صدق می‌کند. در اواخر عمر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) خیلی از بزرگان در قم و سراسر کشور نگران بودند که اگر آیت‌الله العظمی بروجردی مرحوم شوند، تکلیف مرجعیت شیعه چه خواهد شد و این رهبری به دست چه کسی خواهد افتاد که بتواند در برابر دستگاه طاغوت اسلام را اداره و حفظ کند. همه نگران بودند ولی غافل از این‌که خدای سبحان « روح‌الله » را در آستین خودش تربیت کرده است و او را برای زمانی که خلاء رهبری و مرجعیت شیعه پیش می‌آید، پرورش داده و به کمال رسانده است. دنیا هم دید که بعد از رحلت حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی چه تحول عظیمی بوجود آمد که نه تنها اسلام را حفظ کرد بلکه یکجا پرونده نظام طاغوت را بست.
خداوند می‌فرماید: ما هر آیه و هر نشانه توحید را که حذف کنیم، یا بهتر، پیشرفته‌تر و مترقی‌تر از آن می‌آوریم و یا حداقل مشابهش را جایگزین می‌کنیم، آیا نمی‌دانید که خداوند بر انجام هر کاری تواناست؟
﴿ وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ  ﴾ اداره آسمان‌ها و زمین در قبضه‌ی قدرت خدای سبحان است. مُلْک به معنای سلطنت و قدرت اداره و مدیریت است. بندگان من بدانید: شما هر جا بروید بنده‌ی من هستید، آدرس اشتباهی نروید، شما غیر از خدا هیچ ولیّ و یاری‌کننده‌ای ندارید و سرپرست و معبود و مولای شما و کسی که در همه‌ی سختی‌ها و مشکلات زندگی شما را یاری می‌کند، خداوند سبحان است.
توضیح و تفسیر آیه را در جلسه‌ی بعد بحث خواهیم کرد.
درباره‌ی عظمت مصیبت‌های حضرت ابی‌عبدالله الحسین(ع)، زبان‌ها از بیان و قلم‌ها از کتابت آن عاجزند. مسئله شهادت امام حسین(ع) و یارانش، یک میدان بسیار گسترده و وسیعی است و آن چیزی که ما در مراسم و عزاداری‌ها می‌گوئیم، یک اجمال و فهرستی است و چه خوب است که واعظان و مداحان ما وقتی وارد بیان مصیبت‌های جانسوز اهل‌بیت(ع) می‌شوند، این‌ها را ریز کنند و توضیح بدهند و عظمت مصیبت را بیان کنند.
من یک مصداق را به‌عنوان نمونه بیان می‌کنم؛ یکی از قهرمانان ماجرای کربلا و عاشورا، یک دختر سه ساله است. این دختر سه ساله چقدر مصیبت کشیده است، چقدر زجر کشیده است. یکی از نویسندگان در نوشته‌هایش کمی احتیاط کرده و تردید کرده است که کلمه شهید را در مورد حضرت رقیه(س) به کار برد. شهادت مگر چگونه است ؟ جان دادن در راه خدا، در روایات آمده است که اگر مؤمن در بستر هم جان بدهد، اجر شهید را دارد. مؤمن یعنی کسی که دارای ولایت اهل‌بیت است، اگر در بستر و در خانه‌اش و در میان اهل و عیالش هم از دنیا برود، اجر شهید را دارد. وقتی این‌گونه است، یک دختر سه ساله چقدر تحمل دارد، از مدینه با کاروان حرکت می‌کند و با آن اوضاع و احوال نقلیه 1370 سال پیش به مکه می‌آید، از مکه به کوفه و از کوفه به کربلا، اتوبان که نبوده است و در صحرا و بیابان و کوه و تیغ و خار حرکت می‌کردند.
دختر یک تفاوتی با پسر دارد، دختر خیلی لطیف است و قلبش رئوف‌تر از پسر است و ثانیاً وابستگی زیادی به پدر دارد. معمولاً بچه‌های کوچک خصوصاً دخترها می‌گویند: می‌خواهم پیش بابایم بخوابم، یا شب منتظر می‌ماند تا بابا از سر کار به خانه بیاید. حضرت رقیه(س)خیلی وابسته به امام حسین(ع) بود و امام حسین هم به دخترها توجه بیشتری داشت لذا در روز عاشورا خانم‌ها را خطاب قرار می‌دهد و می‌فرماید: زینب کجاست؟ سکینه کجاست؟ خاتون و رقیه کجا هستند؟ حضرت رقیه این صحنه‌ها را می‌بیند که اصحاب و یاران یکی یکی می‌روند و به شهادت می‌رسند، امام حسین بالای سر آن‌ها می‌رود و با آن‌ها وداع می‌کند بخصوص حضرت علی‌اکبر و آقا ابوالفضل العباس، این دختر همه‌ی این صحنه‌ها را دیده و در یک روز این همه مصیبت دیده که هر کدام برای یک عمر کافیست. چقدر این دردانه سه ساله زجر کشیده است. موقعی که این کاروان وارد کربلا شد، بابا داشتند، عمو داشتند، سرپرست داشتند، اما حالا حضرت رقیه در میان کاروان بدون پدر و برادر و عمو با تازیانه اعراب به راه می‌افتد. گاهی پیاده و گاهی روی شتر به کوفه و از کوفه این مسیر را با همان سختی طی می‌کنند و به شام می‌آیند. دختری که عادت داشته شب‌ها با دیدن پدر به خواب برود، حالا در خرابه شام در عالم رؤیا سر بابا را می‌بیند که یزید با خیزران بر لب و دندانش می‌زند، رقیه منقلب می‌شود و از خواب بیدار شده و داد و ناله می‌کند و اشک می‌ریزد. تمام اهل حرم جمع می‌شوند تا او را ساکت کنند ولی نمی‌توانند. یزید از سر و صدای اهل حرم بیدار می‌شود و خادمی را می‌فرستد تا ببیند چه خبر است، خادم می‌گوید: یکی از دختران اباعبدالله بابایش را می‌خواهد، یزید می‌گوید: سر بابایش را برایش ببرید. سر امام حسین را در طبقی می‌گذارند و پیش روی رقیه می‌گذارند، ببینید رقیه چه حالی پیدا می‌کند، خودش را روی سر بابا می‌اندازد و سر و صورت امام حسین را می‌بوسد. ناگهان دیدند که دقیه از نفس افتاد و دیدند که آقا امام حسین نتوانست جدایی رقیه را تحمل کند و او را با خود برد.
ببینید این دختر سه ساله چه معجزه‌ای را در دنیا و تاریخ ایجاد کرد. رقیه به‌عنوان یادگار و ودیعه کربلا در سرزمین شام ماند و تقدیر خداوند بود که رقیه در این‌جا بماند چون یک مأموریت و پیام بزرگ برای تاریخ دارد و آن پیام این است که رقیه بماند و در گذر زمان مردم بیایند و ببینند که هیچ اثری از آثار قدرت حکومت اموی و یزیدی در تاریخ نمانده است اما نور این دختر بچه سه‌ساله‌ای نه تنها در دمشق و سوریه و خاورمیانه بلکه نورش در همه‌ی کره زمین می‌تابد و تمام عاشقان اهل‌بیت بر مظلومیت رقیه می‌گریند. کسانی که سپاه و ارتش و جاه و جلال داشتند، کجا هستند؟ اما هر کسی وارد دمشق می‌شود، می‌بیند که گنبد حضرت رقیه می‌درخشد. الحمدلله الذی یُؤمن الخائفین و یُنَجِّی الصالحین و یرفع المستضعفین و یضع المستکبرین و یُهلک ملوکاً و یستخلف آخرین.
عزیزان ما می‌گوئیم دختر بچه ولی حضرت رقیه بی‌بی بزرگواری است، درست است که سه ساله بود ولی به اندازه‌ی صدها آدم بزرگ در راه خدا مصیبت دیده است، خیلی جاه و جلال دارد و خیلی از حاجت‌‌مندان در زیارتش حاجت می‌گیرند. او واسطه‌ی فیض خداوند است.
در سال 64 یا 65 بنده به سفر سوریه و لبنان رفتم. آن موقع قبر حضرت رقیه در یک اتاقکی بود، روی قبرش یک مقبره چوبی بود. نماینده حضرت امام در سوریه مرحوم آیت‌الله سید احمد فهری بودند، ایشان شاگرد امام بودند و روحیه اخلاقی و عرفانی زیادی داشتند. ایشان برای بنده نقل کرد: حدود صد سال قبل، اطراف قبر حضرت رقیه را رطوبت گرفته بود و ظاهراً حضرت رقیه به خواب یکی از بزرگان و سادات می‌آید و می‌فرماید: این رطوبت مرا آزار می‌دهد. تصمیم می‌گیرند که قبر را بازسازی کنند، جسد باید از قبر بیرون آورده می‌شد تا قبر را تعمیر کنند. مسئولین مردد بودند که جسد مطهر حضرت رقیه را به دست چه کسی بسپارند، کدام دست است که لایق باشد چند ساعت جسد مطهر را در آغوش بگیرد تا بنّاها قبر را تعمیر کنند. ایشان فرمودند: قرعه به نام یکی از اهالی و شیعیان که مرد پاک و زاهدی بود افتاد و او غسل کرد و با حالت معنوی خاصی جسد مطهر حضرت رقیه(س) را چند ساعت در دست نگه داشت تا قبر تعمیر شد. بعد از دفن جسد، این آقا دارای کرامت شد و به هر صاحب حاجتی که دست می‌کشید، بدون برو و برگرد حاجتش را می‌گرفت.
ببینید که این دختر سه ساله چه مقامی در نزد خدا دارد، حالا این فقط دختر صغیره امام حسین(ع) است ببینید خود اباعبدالله چه کرده است که خداوند دنیا و آخرت را به دست ایشان داده است. عزیزان؛ قدر امام حسین را بدانید، هر جا برویم اشتباه رفته‌ایم، دامان امام حسین را بگیرید که گره‌گشاست.

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لاجعله الله آخر العهد منی لزیارتک
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

" والحمد لله و صلي الله علي سيدنا محمد و آل محمد"
" اللهم انا نسئلك و ندعوك باسمك العظيم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاكرم يا الله يا الله يا الله يا الله
يا رحمنُ يا رحيم يا ارحم الراحمين يا مجيب دعوة المضطرين و يا غياث المستغيثين
الهی بحق الحسین و جدة و ابیه و امه و اخیه یا الله
پرودگارا:  در فرج آقا و سيد و سالار ما مصلح هستي حضرت ولي عصر(ارواحنا فداه) تعجيل بفرما،
بارالها: همه ما را از ياران عالم، عارف، زاهد و عابد، مجاهد و رزمنده در ركاب آن حضرت قرار بده،
مرگ ما را شهادت در راه خودت، زير پرچم نبيت و در کنار اوليائت مقرر بفرما
خداوندا؛ باب‌هاي مدائن معرفتت را به سوي دلهاي ما بگشا، محبت دنيا و زخارف دنيا را از دل‌های ما اخراج بفرما
دل‌های ما را سرشار از مودت و محبت خودت و اهلبيت (عليهم السلام) قرار بده.


منبع : پایگاه اینترنتی سفیر ولایت
 ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 7 دی، 1388 توسط al-hasan

 
   
[ شما در اين سايت مهمان هستيد .ورورد به سیستم / عضویت در سایت ]

نام:


آدرس اینترنتی:
//:http

پست الکترونیکی:


نظر:


اجازه استفاده از تگهای HTML را ندارید
[ بازگشت ]
 

    پیوندهای مرتبط  
   · مطالب بیشتر در مورد جلسات تفسیر آیت الله نمازی
· سایر مطالب نوشته شده توسط al-hasan


پربازدیدترین مطلب در زمینه جلسات تفسیر آیت الله نمازی:
درس تفسير نماينده‌ي مقام معظم رهبري و امام جمعه‌ي كاشان، حضرت آيت‌الله نمازي، جلسه‌ي پنجاه و هفتم

 

    امتیاز دهی به مطلب  
   
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 

    انتخاب ها  
   
 چاپ این مطلب چاپ این مطلب

 
   
طراحی و اجرا : گروه نرم افزاری سی زان صفحه اصلی | پرسش و پاسخ | تماس با ما All Right Reserved By SafireVelaayat.ir